برین به دین: ) - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 8:40
برین به دین :) باید رید تو مملکت....اونی هم که مسوول این بدبختی و فلاکته، اولش مسوولای بیشرف مفتخورمون هستن و بعدشم خودمون که خفه خون گرفتیم و دنبال نون سگ دو میزنیم و تهش هم هیچی به چی....تازه تو سری هم میخوریم.حقمونه این تو سری خوردنکه اگه نبود تا حالا حالیمون شده بود چی به روزمون آوردن و بعدشم هم...
رسم دنیاس.... - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:58
4نفر مونده بودن که تو بلاگفا فعال بودن؛ اونام ازدواج کردن :/
برین به دین :) - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:58
باید رید تو مملکت....اونی هم که مسوول این بدبختی و فلاکته،xa0اولش مسوولای بیشرف مفتخورمون هستن و بعدشم خودمون که خفه خون گرفتیم و دنبال نون سگ دو میزنیم و تهش هم هیچی به چی....تازه تو سری هم میخوریم.حقمونه این تو سری خوردنکه اگه نبود تا حالا حالیمون شده بود چی به روزمون آوردن و بعدشم همت میکردیم و ا...
سرزمین سیب زمینی ها.... - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:58
انقد تلخ شدم این روزا که حد نداره...درد ایران خواب و آرامشو ازم گرفته....تو شادترین لحظه های زندگیم هم دارم غصه پسرفت و فقر و بدبختی ایرانو میخورم :(چه جوری یه سری بیخیال همه چی فقط به خودشون فکر میکنن؟!!کاش منم بلد بودم اینهمه بی رگ باشم. دستکم حس خوشبختی کاذب داشتم :/
این روزهای پردرد.... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
باید ریشه یابی بشه که چرا هرجا حکومت اسلامی داره جولون میده، تو اون کشور فرصت قلدری و زورگویی واسه اراذل و اوباش ریز و درشت مهیاست و آدمای خوش قلب و مهربون که وژدانشون هنوز بیداره، باهاشون مثل مجرم یا
20 واحدی سنگین - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
یکی از اتفاقای خیلی خوبی که ماه پیش افتاد، این بود که تونستم هر 20 واحدو با نمره هایی فراتر از انتظار!! پاس کنم. انقدر اوضاع روانم بد بود و شرایط خونه قاراشمیش، که به نظرم شاهکار کردم حتی! :))))
خسته ام...خسته ایم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
جوری دل و دماغمونو تو جوونی ازمون گرفتن که حتی چیزایی مثل مسافرت و ویترای و خط و خیلی از دلخوشیای گذشته هم، هیجان زده م نمیکنه.... هرچند که دلخوشیام خیلی ساده و کوچیکن :)
زر مفت - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
به نظر میاد همونجور که قول دادن، دارن همه مون رو به مقام انسانیت می رسونن!!! ــــــــــــــــــــــــــــ رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند.....
کافی شاپ رویاهای من... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
چهار سال پیش با دوستم ایده راه انداختن یه کافی شاپ رو داشتیم. بیشتر کارهای طراحی و ایده پردازی هم با من بود. یکی از ایده های نابی که داشتم این بود که چون اسم کافه اسم یه درخته، برای هر میز هم اسم یه د
قیچی به دست - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
چتریامو کوتاه کردم. خواهرمم پشت موهامو کوتاه کرد. البته 10 سانت مورد نظر رو کرد 20 سانت! هی کج زد و واسه صاف کردنش مجبور شد اون یکی سمتو کوتاهتر کنه و همینجور ادامه داد....اما خوبیش اینه که سبک شد موه
رضای شیرازی بلاگفا - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
پاییز 92 بود. درگیر جراحی پام و ....بودم و اوضاعم جالب نبود چندان. اینجا با یه پسر خوب و متفاوت آشنا شدم به نام رضا. شیرازی بود. خیلی مهربون و بامعرفت و بچه پررو:))) امروز که بعد از سالها گوشی قدیمیم
سرنوشت غمناک بلاگفا... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:51
یادش بخیر یه زمون تو بلاگفا کلی از وبلاگا آپدیت میکردن و گاهی حتی وقت نمیکردم به همه شون سر بزنم و پستای تازه رو بخوونم! حالا؟ برهوتی شده بلاگفا.....
از ماست که بر ماست... - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 20:55
خوردن پول و گرفتن آزادی مردم یه داستانه، گرفتن جونشون یه داستانه دیگه.اینکه تو کشورت یه بچه کوچیک از سرما یخ بزنه چون یه مشت دزد بی شرف مشغول خوردن حق مردم بودن و وقت نداشتن به مشکل بی سرپناهی این بچه و امثال اون رسیدگی کنن، یعنی ته فاجعه....یعنی خاک بر سر بی غیرت تک تک مون....یعنی ما یه کشور نابود ...
دلم ناآرومه - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:58
[unable to retrieve full-text content]کورسوی امیدی دیده میشه..... یه وقت دوباره ناامید نشیم ؟؟
مردم بهترین قاضی هستن - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:58
کدوم اعتراض مردمی تره؟؟؟اونی که با وجود باتوم و گاز اشک آور و کتک و تهدید و گلوله پلیس و بسیج، بازم مردم فریاد دادخواهی سر میدن؟ یا اونی که به زور مردمو از تو داروخونه و چاپخونه (کاملا واقعیه ها!) و مدرسه و اداره و .... با تهدید می کشن بیرون و می برن تظاهرات واسه گفتن خزعبلات خودشون؟؟ داداشم رفته دا...
با همه امیدی که در دل دارم... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:58
[unable to retrieve full-text content]در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعوی سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت، غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد...
می ترسیم و می میریم... - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:58
انقدر سکوت کردیم که فکر کردن علامت رضایتمونه؛ بعد: هم حقمونو خوردن، هم بگیر و ببند راه انداختن، هم دارن دونه دونه می کشنمون!!!به ما میگن مردم غیور :) ــــــــــــــــــــــــــ کی ما اینقدر ترسو شدیم.....؟؟!!!
اُرُد بزرگ - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 22:58
[unable to retrieve full-text content]نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد ....
ارشاد زورکی به راه مثلا راست... - تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 2:19
[unable to retrieve full-text content]زمانی که به دخترای جوونمون تو مترو و خیابان و...تعرض میشه و موهاشون رو  قیچی می کنن بدون اینکه بفهمن با آدم طرفن نه ب&
رهی جان و بنان جان - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 5:06
هر وقت گریه بند شدین (گریه تون نمیومد) یکی دو تا از آهنگای معرکه ی استاد بنان رو بذارین.... اونوقت می بینین چه جوری دستمال ها پشت سرهم خیس میشن و هی دستمال بعدی رو برمی دارین....کاروان به نظرم بهترینشه..... مرا عاشقی شیدا هم خیلی زیباست. همشون خوبن در کل! ـــــــــــــــــــــــــــــ حالم بهتر شد:)...

برچسب‌های مرتبط

شعری که خواندنی است | بهم برخورد | بهم برخورد به انگلیسی | خیلی بهم برخورد | برخورد با متولدین بهمن | برخورد با مرد بهمنی | برخورد با مرد بهمن | برخورد با زن بهمن | دردی است غیر مردن | دردی است درد عشق