سگم کرد حسابی... - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 5:06
دو ساعت شایدم بیشتر حرف زدم بعدش دیدم هیشکی دو کلمه ش رو هم نفهمیده. می شنیدن ها اما درک نمی کردن.دو تا انگ آنچنانی هم عموم بهم زد و بابام در سکوت قاطی کرد و صدای خودم گرفت چون کم نیاوردم جلوشون و البته گلوم تو بغض خفیفی گیر کرد که چرا اینا خودشونو زدن به نفهمی(میدونم که باهوشن) و ماجرا ظاهرا تموم ش...
بیخیال - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:12
[unable to retrieve full-text content]تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نه ای، هزاری! تو چراغ خود برافروز .....
روزهای نه چندان کشدار تابستان - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:12
وقتی دَرسا دهن آدمو سرویس کنن، اونوقته که حتی گرمای جهنمی تابستون هم دلچسب و لذتبخش میشه..... چون کاری واسه انجام دادن نیست جز کتاب خووندن و فیلم دیدن و دیگه خونه پُرش هرازگاهی یه کلاس هنری یا ورزشی رفتن! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توی این دو هفته دو تا کتاب خووندم که خیلی بهم چسبیدن: 1. ر
در این اوضاع نابسامان و داغان اندر داغان - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:12
وقتی رمان های جذاب و پرفروش دنیا رو میان به فارسی ترجمه می کنن با تیراژ 1000 تا!!!! یا دیگه می ترکونن با تیراژ 1500 تا، اونوقت کتابای کم فروش تر (مثلا سبک های خاص برای مخاطب های خاص) وضعشون چه جوریه؟؟!!!!! ده تا ده تا چاپ می کنن اونا رو؟ یعنی تو این هشتاد میلیون چند نفرمون به خودمون زحمت کتاب خووندن
سیرمونی هم ندارن! - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
وای وای واااااااایییییییییی... انقدر انتخاب واحدم افتضاح بود که خودمم موندم چجوری میشه همچین چیزی :))))) در عرض چند دقیقه درسا و استادای خوبو یه لقمه چپ کردن این دانشجوهای گشنه!!! ـــــــــــــــــــــــــــ لاک سورمه ای هم خوبه، شاید به اندازه اون قرمزه:) ـــــــــــــــــــــــــــ مهمونی داشتیم چ
اوضاع خوب نیست. - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
انقدر دلم میخواد بزنم زیر همه چی...درس و دانشگاه و این چیزا. یه باغچه بیرون از تهران بخرم که توش یه خونه فسقلی باشه. کل روز باغبونی کنم وxa0کتاب بخوونم وxa0پیاده روی و اسب سواری. صبح به صبح دراومدن خورشیدو نگاه کنم و سر شب هم از خستگی هفت پادشاهو خواب ببینم... چه شود:) حیف که پولشو ندارم:)))
لالا دارم - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
کار ویترای از نیمه گذشته. تو خونه تقریبا همه خوششون اومده، به نظر خودمم طرح خوبی رو انتخاب کردم. سعی کردم تمیز دربیارمش واسه همین طول کشیده. ــــــــــــــــــــــــــ خیلی باحاله! این فروشنده ها دست رو هر جنسی که میذاریم، یه دونه از همونو واسه خواهرشون بردن :))) ــــــــــــــــــــــــــ درسته تو
نازک دلم - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
[unable to retrieve full-text content]چقدر جای خالیش حس میشه... جالبه که هیچوقت پیشم نبوده!
با اجازه صاحابش - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
[unable to retrieve full-text content]بخوون و بهش فکر کن. این یه وارونگی احتمالیه که می تونست واقعی باشه: *******
اینم از 96 تحفه - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
مشخصه که این فصل حق رئاله که لیگو ببره. حرفی هم توش نیست! اونور هم قهرمانی حق چلسیه صددرصد:) ـــــــــــــــــــــــــــــ سال نو شد ولی من همون مزخرفیم که بودم! ـــــــــــــــــــــــــــــ کار بانکی خر است:/
مادرسالار هم نشدیم:) - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
عجیب افتاده تو سرم که برم دنبال یادگیری یه ساز....حالا هر چی! البته هرچیِ هرچی هم که نه. چند تا ساز هستن که خیلی دوسشون دارم و حسابی دارم در مورد قیمتا و کاربردای اون سازها و تاریخچه شون و آموزشگاههای معتبر و ... می پژوهم! ـــــــــــــــــــــــــــ علاقه ی زیادی به ساختن ساز هم دارم اما نمیدونم چه
چه جوریاس؟ - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
یه جوریم که انگار کلی وقت آزاد دارم، اما در اصل به هیچ کاری نمی رسم!!xa0 ـــــــــــــــــــــــــــــ به به چه بوی یاسی:) ـــــــــــــــــــــــــــــــــ کار ویترای تازه م تموم شد. اسمشو گذاشتم گلهای ژربرا :) یعنی مُردم تا این اسم خفنِ کارشناسانه به ذهنم رسید ــــــــــــــــــــــــــــــ حالا ه...
خدای هر کی یه جوریه دیگه! - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
یکی از آشناهامون که به طور اتفاقی خیلی هم بیشعور و تعطیل تشریف دارن، اومده بود خونه مون. بعد برگشته میگه فلانی چند سال پیش باردار شد، چون سه تا بچه داشت و وضع مالیش هم زیاد جالب نبود، می خواست بچه رو بندازه و شوهرش هم موافق بود. منم گفتم نکن این کارو، ماه صفره، ماه صفر خیلی ماه سنگینیه و .... خلاصه
در اصل همه چی خوبه :) - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 18:06
از صبح که پاشدم (منظورم لنگ ظهره)، دارم از گردن درد می میرم! یه وری شدم :)) ــــــــــــــــــــــــــــــ گردن درد+درد پریود+سرماخوردگی = به فنا رفتن ـــــــــــــــــــــــــــــ بــــــلــــــــــــــه ....... ماه مزخرف آزمونهای پایان ترم هم رسید...... منم و یه خروار درس نخوونده! ــــــــــــــــ
عزیز دلم خیام - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 21:08
حالا هوا یهو بادی شده...روده ی من این وسط چیکاره س آخه؟؟!!! ـــــــــــــــــــــــ نزدیکیای خونه مون یه بستنی فروشی تازه باز شده که تنوع بستنیاش زیاد نیست ولی کیفیت و مزه شون بی نظیره!! بعد جالبه ارزونم هست! من که عاشق دارک و انبه ش شدم... به به :) ـــــــــــــــــــــــــ ای دل تو به اسرار معما ن...
یکم کاغذی باشیم:) - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 21:08
وای...وای...وای... این کتاب "بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم" چقدر باحاله. نوشته سداریس. طنز جالبی داره. من خیلی دوسش داشتم:) ـــــــــــــــــــــــــ واسه کسایی که دنبال یه کتاب کاربردی روان شناسی می گردن که اصلا هم از این چرت و پرتای قورت دادن قورباغه و گوسفند نباشین و ..... توش نباشه، به شد...
جای اشتباه - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 21:06
نسل خوبی بودیم... در مقایسه با نوجوونای ترسناک و بی رحمی که هر روز دارم می بینم. اینا چرا اینجورین؟؟!!!دوست داشتنشون سخته واقعا. یه تعداد کمی شون هستن که واقعا تو دل آدم جا باز می کنن، معصومیت بیشتری رو میشه تو نگاه و رفتارشون دید.... ــــــــــــــــــــــــــــــــ نمی دونم چرا همش حس می کنم من وا...
آره می گفتم... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 23:55
من کلا مدلم اینطوریه. عاشق سفر و کندن و رفتنم، ولی هرازگاهی آنچنان دلم واسه خونه تنگ میشه که گریه م میگیره.... در مورد وبلاگم هم همینطوریم. دیر به دیر سر می زنم ولی خونه مجازی منه. مخصوصا که اهل شبکه های اجتماعی جورواجور هم نیستم. پس فقط همینجا رو دارم واسه درددل و پست گذاشتن. دوسِت دارم سبزک:) ــــ...
خواندنی ست... - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 19:30
با اجازه آلمای عزیز
امان از نیکی... سرویس شدیم رفت - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 19:30
نیکی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند. من چند بار باید به این اصل مهم با گوشت و پوست و استخوونم پی ببرم تا آدم شم؟؟ یا بهتر از اون، سگ شم پاچه همشونو بگیرم یه کم دلم خنک شه؟؟ ها؟

برچسب‌های مرتبط

شعری که خواندنی است | بهم برخورد | بهم برخورد به انگلیسی | خیلی بهم برخورد | برخورد با متولدین بهمن | برخورد با مرد بهمنی | برخورد با مرد بهمن | برخورد با زن بهمن | دردی است غیر مردن | دردی است درد عشق