انقد تلخ شدم این روزا که حد نداره...
درد ایران خواب و آرامشو ازم گرفته....تو شادترین لحظه های زندگیم هم دارم غصه پسرفت و فقر و بدبختی ایرانو میخورم :(
چه جوری یه سری بیخیال همه چی فقط به خودشون فکر میکنن؟!!
کاش منم بلد بودم اینهمه بی رگ باشم. دستکم حس خوشبختی کاذب داشتم :/
برچسب:
نویسنده: آرشان یزدانی