
خوردن پول و گرفتن آزادی مردم یه داستانه، گرفتن جونشون یه داستانه دیگه.اینکه تو کشورت یه بچه کوچیک از سرما یخ بزنه چون یه مشت دزد بی شرف مشغول خوردن حق مردم بودن و وقت نداشتن به مشکل بی سرپناهی این بچه و امثال اون رسیدگی کنن، یعنی ته فاجعه....یعنی خاک بر سر بی غیرت تک تک مون....یعنی ما یه کشور نابود شده ایم که فقط داریم با وقاحت تمام ادای زنده بودن و زندگی کردنو درمیاریم!!!!!همچنان میگم: دیگه وقتشه سرمونو بذاریم و در کمال بی آرامشی بمیریم....Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
کورسوی امیدی دیده میشه..... یه وقت دوباره ناامید نشیم ؟؟...
ادامه مطلب
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعوی سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت، غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد......
ادامه مطلب
زمانی که به دخترای جوونمون تو مترو و خیابان و...تعرض میشه و موهاشون رو قیچی می کنن بدون اینکه بفهمن با آدم طرفن نه ب&...
ادامه مطلب
وقتی رمان های جذاب و پرفروش دنیا رو میان به فارسی ترجمه می کنن با تیراژ 1000 تا!!!! یا دیگه می ترکونن با تیراژ 1500 تا، اونوقت کتابای کم فروش تر (مثلا سبک های خاص برای مخاطب های خاص) وضعشون چه جوریه؟؟!!!!! ده تا ده تا چاپ می کنن اونا رو؟ یعنی تو این هشتاد میلیون چند نفرمون به خودمون زحمت کتاب خووندن...
ادامه مطلب
چقدر جای خالیش حس میشه... جالبه که هیچوقت پیشم نبوده!...
ادامه مطلب
حالا هوا یهو بادی شده...روده ی من این وسط چیکاره س آخه؟؟!!! ـــــــــــــــــــــــ نزدیکیای خونه مون یه بستنی فروشی تازه باز شده که تنوع بستنیاش زیاد نیست ولی کیفیت و مزه شون بی نظیره!! بعد جالبه ارزونم هست! من که عاشق دارک و انبه ش شدم... به به :) ـــــــــــــــــــــــــ ای دل تو به اسرار معما نرسی در نکته زیرکان دانا نرسی اینجا به می لعل بهشتی می ساز کانجا که بهشت است رسی یا نرسی ــــــــــــــــــــــــ من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم...
ادامه مطلب
مجنون نه! من باید خودم جای خودم باشم باید خودم بی واژه لیلای خودم باشم عمری مرا دور تو گردیدم دمی بگذار گرداب ناآرام دریای خودم باشم شیدایی شب های بی لیلا به من آموخت باید به فکر روح تنهای خودم باشم بیهوده بودم هرچه از دیروز تا امروز باید از امشب فکر فردای خودم باشم بگذار من هم، رنگ بی دردی این مردم در گیر و دار دین و دنیای خودم باشم اما نه.....! من آتش به جانم، شعله ام، داغم نگذار یک پروانه هم جای خودم باشم.........
ادامه مطلب
انقدر بدن درد دارم و از نظر جسمی و روحی خسته ام که خودم هم باورش نمی کنم! چند روز درگیر پرستاری و کمک به مامانجونم بودم. بیماری سختی داره و روند درمانش هم واقعا سنگین و زمان بره. وقتی می بینم خیلی از بچه ها و نوه هاش که زرت و زرت خونه ی اینا ولو بودن، حالا که به کمکشون نیازه، هیچ خبری ازشون نیست به جز یه سری کارهای فرمالیته؛ حس می کنم شاید من و خانواده م هم زیادی داریم از خودمون مایه می ذاریم....یعنی من با این وضع پام که یک ماه و نیم پیش جراحی شده، می تونم سه روز تمام کار کنم و مراقب بیمار باشم ولی اونا صحیح و سالم و بیکار، نمی تونن؟؟؟!!!!! خوب، من فقط یکی از اون ...
ادامه مطلب